قدمت آيين حق و شيعيان چين‏به اندازه تاريخ اسلام

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

قدمت آيين حق و شيعيان چين‏ به اندازه تاريخ اسلام

پست  najm134 في الثلاثاء مايو 12, 2009 3:58 am

قدمت آيين حق و شيعيان چين به اندازه تاريخ اسلام
مجله حيات اعلى: مطلبي را در اينجا براى شما بيان مي كنيم كه عموم مسلمين بلكه خواص ايشان نيز كمتر با آن آشنا هستند، تفصيل مطلب مقاله مستقلي مي طلبد ولى بطور اشاره اينجا يادآور مي شويم:
برخلاف اينكه سرزمين چين دورترين جا نسبت به ديار حجاز مركز اسلام مي باشد، ولى بر اساس منابع معتبر و اسناد ملي كهن چين: چينيها قبل از انتشار اسلام با اسلام مرتبط شده اند، به دنبال خوابي كه امبراطور چين (تاي تسونگ) مي بيند و از طلوع بيامبري در سرزمين عرب مطلع مي شود فرستادكاني را به مكه مي فرستد و در اوايل بعثت بيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله) به حضور بيامبر مي رسند، بنابرنقل منابع چين حضرتش كروهي را به رياست دايي خودشان به جين مي فرستند، كه مورد استقبال و اكرام امبراطور قرار مي كيرند و در آنجا دعوت به اسلام را شروع مي كنند. لذا سابقه اسلام و تشيع در چين به اول اسلام برمي كردد، اكر كسي تاریخ هنر رزمی چینی كونكَفو یا «ووشو» را بررسي كرده باشد؛ در ميان رشته هاى مختلف آن نام كنكَفوي مسلمان نيز برده مي شود و از ميان تكنيكهاى مختلف آن روشي با نام "عصاي علي" نيز كَواه خوبي بر ارتباط ديرينه سرزمين چين با آئين حق مي باشد.
البته ورود اسلام به نواحي مختلف چين در سالها و قرون بعدي نيز بوسيله تجار سياحان سباهيان مسلمان و.. وارد و مورد تجديد تبليغ و نشر قرار كرفته است. در كزارش زير تنها به سابقه بانصدساله تشيع در يكي از نواحي چين برداخته مي شود، ولى به معني آغاز ارتباط اين سرزمين با آئين حق نمي باشد.

على‏رغم حضور پررنگ فرهنگ شيعى در اكثر مناطق مسلمان‏نشين چين و نقش مؤثر شيعيان و ايرانيان در گسترش اسلام در اين كشور، متأسفانه تعداد شيعيان ساكن در اين منطقه خيلى كم و محدود به چند هزار نفر ساكن در منطقه ياركند از استان سين‏كيانگ است كه از نظر اقتصادى، فرهنگى و آموزشى در استضعاف كامل به سر مى‏برند. براساس شواهد تاريخى مهاجرت نياكان اين شيعيان از منطقه كشمير هندوستان به ياركند در قرن شانزدهم و در دوران حاكميت عبدالرشيدخان حاكم مسلمان منطقه صورت گرفته است. عبدالرشيدخان در دوران صدارت خود از مسلمانان مناطق كشمير و بلتستان جهت كمك به وى در امر حكومتى و نظامى در خواست مساعدت نمود كه تعدادى از مسلمانان از جمله شيعيان به اين منطقه كوچ نمودند. از جمله افرادى كه به اين منطقه مهاجرت كرد يك عالم شيعى به نام مير حيدرعلى خان بود كه جهت مداواى بيماران منطقه و طبابت آنان به ياركند مهاجرت و در آن جا ساكن شد. پس از مدتى وى با دختر عبدالرشيدخان ازدواج و با فراخواندن بعضى از ياران خود از منطقه كشمير و بلتستان كم‏كم تجارت بين منطقه سين‏كيانگ و كشمير و بلتستان رونق گرفت و از ازدواج بستگان آنان با يكديگر همبستگى بيش‏ترى بين شيعيان اين مناطق ايجاد شد. از سوى ديگر آفاق خواجه يكى از رهبران طريقت‏هاى صوفيه منطقه كه از سوى حكومت مركزى چين نيز حمايت مى‏شد به مبارزه عليه سلطان عبدالرشيد و ميرحيدر على پرداخت. پس از فوت عبدالرشيد خان، برادرش عبدالرحمن خان به حكومت رسيد كه وى نيز پس از مدتى از سوى عوامل آفاق خواجه مسموم شد و از دنيا رفت. نيروى دفاعى منطقه هم از سوى طرفداران آفاق خواجه متلاشى و حكومت عبدالرشيد سقوط كرد. با سقوط حكومت عبدالرشيد و استيلاى نيروهاى طرفدار آفاق خواجه، شيعيان مهاجر ساكن در منطقه نيز شديداً تحت فشار قرار گرفته و اغلب اجباراً با برجاى گذاشتن مايملك خود به موطن اصلى نياكان خود يعنى كشمير و بلتستان بازگشتند. معدود شيعيان باقى مانده در منطقه نيز به دليل غير بومى بودن تحت فشار حاكمان محلى قرار گرفته و منزوى شدند.
در سال 1920 با حاكميت كومين تانگ بر منطقه، پس از سقوط سلسله امپراتورى چين مجدداً آزادى اديان برقرار و افرادى كه اجباراً منطقه را ترك نموده بودند از جمله تعدادى از شيعيان منطقه بلتسان و كشمير به منطقه ياركند بازگشتند و به فعاليت‏هاى تجارى و بازرگانى و تبليغات دينى خود پرداختند. اين بار شيعيان مهاجر در شهر ياركند و اطراف آن ساكن و با تأسيس مدارس دينى به تبليغات اسلامى پرداختند. همزمان تعدادى از علما و تجار ايرانى نيز كه در گذشته با اين منطقه در ارتباط بودند با شيعيان ياركند ارتباط برقرار كرده و برخى از متون درسى و كتاب‏هاى تفسيرى را از زبان فارسى به تركى اويغورى ترجمه و تبليغات اسلامى (و تا حدودى شيعى) دوباره رونق گرفت.
در سال 1949 با حاكم شدن حزب كمونيست و شكست حزب كومين تانگ، مجدداً عرصه بر پيروان تمام اديان از جمله مسلمانان و شيعيان تنگ و فعاليت‏هاى دينى و تبليغات دينى متوقف و اموال و دارايى‏هاى شخصى مسلمانان و موقوفات متعلق به اماكن و مدارس دينى آنان مصادره و مردم به اجبار در مزارع دولتى به بيگارى گرفته شده و مساجد و مدارس نيز تعطيل شدند.
در سال 1977 پس از مرگ مائو و پايان دوران انقلاب فرهنگى، رهبران جديد آزادى‏هايى را در زمينه برگزارى مراسم‏هاى دينى به مسلمانان داده و بيگارى كشيدن از مردم ممنوع و زمين‏هاى كشاورزى به صورت اجاره در اختيار آنان قرار گرفت. در سال 1982 اغلب زمين‏هاى مصادره شده به صاحبان اصلى آن‏ها بازگردانده شد. در چنين شرايطى معدود شيعيان منطقه نيز كه به صورت پراكنده در شهرها و روستاها زندگى مى‏كردند به تدريج با هم ارتباط برقرار نموده و در سال 1988 با رايزنى فرهنگى سفارت جمهورى اسلامى ايران تماس برقرار نموده و از آنان براى شركت در مراسم عزادارى ماه محرم دعوت به عمل آوردند. ولى برگزارى اين مراسم به دليل مخالفت دولت متوقف و اين ارتباط نيز قطع شد.
در سال 1991 شيخ محمود على اكبر روحانى و مبلغ منطقه كه به عنوان پزشك سنتى به امر طبابت مشغول بود، به همراه فرزندش نور محمدخان در حين انجام تبليغات دينى دستگير و پس از مدتى زندانى شدن آزاد گرديد. در اثر اصلاحات اقتصادى و اجراى سياست درهاى باز، رفته رفته شيعيان منطقه نيز تا حدودى فعال‏تر شده و با برگزارى مخفيانه و نيمه علنى مراسم‏هاى مذهبى به ويژه در ايام ماه محرم به فعاليت پرداخته و فعالانه به آموزش مسائل دينى و تبليغات شيعى در بين پيروان اهل بيت در منطقه پرداختند.
در سال 1997 اكبر محمود پسر ديگر محمود على اكبر جهت تحصيل علوم دينى از طريق پاكستان عازم ايران شد و پس از دو سال اقامت و تحصيل در قم به عنوان مبلغ دينى به شهر ياركند مراجعت كرد. پس از آن از طرق مختلف ارتباط خود را با رايزنى فرهنگى سفارت گسترش داده و در حد بضاعت علمى خود و به صورت غيررسمى و نيمه علنى به تربيت نيرو و گسترش معارف اهل بيت پرداخت. در طول اين مدت وى چند بار به قم مسافرت و با مساعدت برخى از پيروان اهل بيت، فعاليت‏هاى آموزشى و تبليغى خوبى را آغاز نمود. شيخ محمود على اكبر در سال 2004 به علت كهولت سن دارفانى را وداع گفته و جامعه كوچك شيعيان منطقه مرشد و پير خود را از دست دادند.
اكبر محمود به همراه برادرانش مسئوليت سامان‏دهى شيعيان و ادامه روند تبليغات معارف اهل بيت (ع) را در منطقه دنبال و با همكارى و هماهنگى مسئولين دولتى محلى به ايجاد ارتباط با ساير علماى منطقه پرداخته و جامعه شيعيان را از حالت انزوا و درون‏گرايى خارج و رفته‏رفته روابط خود را با ساير مسلمانان به ويژه پيروان طريقت‏هاى مختلف صوفيه كه به اهل بيت ارادت مى‏ورزند گسترش داده و با مسئولين دولتى و مقامات محلى ارتباط برقرار نمود.
اين ارتباطات باعث كاهش حساسيت مقام‏هاى محلى و جامعه اهل سنت منطقه نسبت به فعاليت اقليت كوچك شيعه شده و در برخى موارد با همكارى آنان نسبت به برگزارى گسترده مراسم عاشورا و دهه اول محرم اقدام نمودند كه بازتاب مثبت گسترده‏اى در منطقه داشت و موجب شد از تبليغات منفى گروه‏هاى سلفى عليه شيعه كاسته شود.
تنها مركز فرهنگى فعال شيعيان در منطقه، حسينيه كهنه و فرسوده شهر ياركند است كه اخيراً با كمك‏هاى مالى افراد خير در حال بازسازى است. در اين حسينيه مراسم‏هاى مذهبى از قبيل مراسم عزادارى دهه محرم، دعاى كميل و كلاس‏هاى آموزشى شيعيان برگزار مى‏شود و علاقه‏مندان به خاندان پيامبر اسلام و شيعيان محروم از ساير شهرها و روستاها براى شركت در مراسم به اين حسينيه مى‏آيند.
شيعيان ياركند قبرستان خاص خود را نيز دارند كه اكثر شخصيت‏هاى ممتاز شيعه در منطقه از گذشته تاكنون و همچنين ساير افراد در طول دويست سال گذشته در اين قبرستان اختصاصى كه محصور به ديوار نسبتا مناسبى نيز هست دفن شده‏اند.



najm134

تعداد پستها : 427
Join date : 2009-04-23

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد