شيعيان مدينه منوره

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

شيعيان مدينه منوره

پست  najm134 في الإثنين مايو 25, 2009 10:04 pm

شيعيان مدينه منوره ( قسمت اول )
توضيح: شيعيان و مواليان اهل بيت در طول تاريخ سخت و خشن حاكم بر مدينه؛ همكَي با عنوان رسمي شيعه باقي نمانده و بسياري در قالب اهل تصوف و عرفان و يا اشراف و سادات مدينه ولو با مذهب غير شيعي ادامه حيات داده اند، كزارش ذيل (نشريه جهان دانش) كه حاكي از احوالات شيعه در بنجاه سال قبل است، به شرح احوال شيعيان رسمي مدينه كه به "نخاوله" معروفند برداخته است، نخاوله يعني كساني كه به برورش نخل و تلقيح درختان خرما مشغول هستند، و از آنجا كه اين دانش منحصر در شيعيان بوده و در عربستان معروف است اكر غير ايشان تلقيح را انجام دهد؛ درخت نخل بار و خرما نمي دهد؛ لذا همه مناطق از ايشان كمك مي كَيرند. عليرغم قديمي بودن كزارش ولى نكات بسياري را روشن مي نمايد، ما كزارش زير را كمي تكميل و يا ويرايش نموده ايم.

مقدمه:
در زمان مرحوم آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی نماینده ای برای شیعیان مدینه اعزام شده است. وي مرحوم آیت الله سید محمد تقی آل احمد طالقانی (برادر شمس آل احمد) بوده است. وی در سال 1330 به تعبیر برادرش: «به مرگ مشکوکی در مدینه کشته شد. آن برادر روحانی بود و نماینده آیات عظام اصفهانی و بروجردی در مدینه و مدینه کانون وهابی ها» (از چشم برادر: 123) .
پس از وی مرحوم جناب حجت الاسلام و المسلمین شیخ عبدالحسین فقیهی رشتی گویا در ایام حج اعزام می شده است. این که از چه زمانی تا چه زمانی بوده آگاه نیستیم.
مرحوم عبدالحسین رشتی قمی از علما و مدرسین حوزه علمیه قم و فردی شناخته شده بوده است. به نوشته شريف رازی: وی در سال 1321 ق در نجف اشرف متولد و پس از بلوغ و رشد، مقدمات را خدمت مرحوم میرزا مجید گنجه ای خوانده و سطوح را نزد مرحوم آقا شیخ حسین رشتی و شیخ محمدعلی کاظمینی و سید علی کازرونی و شیخ علی مازندرانی و دروس فقه و اصول استدلالی را از مرحوم میرزا علی ایروانی و آیت الله حاج شیخ محمد حسین اصفهانی و آیت الله نائینی و مرحوم والد ماجد استفاده نموده و در سال 1350 به قم مهاجرت و در درس آیت الله حائری حاضر گردیده و بعد از آن مرحوم 18 سال از دروس و بحث آیت الله العظمی بروجردی استفاده کرده و چند سالی از طرف معظم له در فصل حج به مکه و مدینه مسافرت و برای رسیدگی به امور شرعی حجاج ایرانی نمود و تاکنون همه ساله این توفیق را داشته و دارد و در حوزه علمیه برای عده ای از فضلا تدریس فقه و اصول می نماید. دارای تصنیفات چندی است چون شرح کفایه و شرح بر مکاسب (گنجینه دانشمندان: 2/222 – 223). اعتبار وی در حوزه چندان بوده است که نام وی ضمن اسامی افرادی آمده است که به همراه حاج آقا مرتضی حائری، سید احمد زنجانی، امام خمینی و عده ای دیگر طرحی برای اصلاح حوزه تقدیم آیت الله بروجردی کرده اند. از قضا کسی که طرح را خدمت آیت الله برده است، مرحوم فقیهی رشتی بوده است. (مصاحبه مرحوم سلطانی با مجله حوزه ش 43 - 44)
به نظر می رسد پس از درگذشت مرحوم سید محمد تقی آل احمد طالقانی، آقای فقیهی رشتی سالانه به عنوان نماینده آیت الله بروجردی به حج می رفته و مدتی در حرمین باقی می مانده است. آنچه از گزارش حاضر که به احتمال در سال 1340 تهیه شده بر می آید این است که وی پیش از آن هم مکرر به حج مشرف شده و شناخت نسبتا خوبی از وضعیت شیعیان مدینه داشته است. وی در سالهای بعد از فوت آیت الله نیز همچنان در مدینه به کار حجاج رسیدگی می کرده است. این که این زمان نماینده کدام یک از مراجع بوده آگاه نیستم. تدریس وی در قم ادامه داشته و گویا از طرف آیت الله گلپایگانی برای مدتی میان سالهای 47 – 50 از ممتحنین حوزه بوده است. اما نشریه جهان دانش که به صورت سالنامه منتشر می شده است، و دست کم سه شماره از آن منتشر شده ، تحت نظر سه نفر بوده است:‌ عباس و محمد شیخ الرئیس و محمد حسن صالحی کرمانی. این نشریه از حوزه علمیه کرمان انتشار می یافته و نشریه شماره سوم آن که مقاله حاضر در صص 182 – 191 منتشر شده از آقای فقیهی به عنوان مؤلف یاد شده و زیر آن نوشته شده است:‌ رهبر شیعیان عربستان سعودی.
هرچه هست بعدها شاید از حوالی سال 1343 یا اندکی بعد مرحوم سید احمد لواسانی به مدینه رفته و در آنجا مقیم شدند و به امور شیعیان رسیدگی می کردند. دو نامه از ایشان در باره ساختن حسینیه شیعیان در مجموعه اسنادی است که از سوی بیت مرحوم آیت الله میلانی در کتاب علم و جهاد منتشر شده است. گویا پس از فوت مرحوم لواسانی، آقا زاده ایشان با نام سید محمد لواسانی در مدینه منوره باقی ماندند که تاکنون هستند. آقازاده دیگر ایشان آقای محمد علی لواسانی در وزارت خارجه هستند و زمانی سفیر ایران در تانزانیا بودند. علی الاصول باید اسناد دیگری نیز در این زمینه در بیت ایشان مانده باشد. (مقدمه از رسول جعفریان(21/2/1387

كزارشي درباره شيعيان مدينه (50 سال قبل) از مرحوم آيت الله فقیهی رشتی نماينده مرحوم آيت الله بروجردي در حجاز
جغرافياي مدينه: مدینه به حسب موقع جغرافیائی از مناطق استوائی شمرده نمی شود [زیرا] ارتفاع مدینه منوره از سطح دریا حدود ششصد و نوزده متر است و خود مدینه در طول سی و نه درجه و پنجاه و پنج دقیقه شرق خط استواء و عرض بیست و چهار درجه و پانزده دقیقه از شمال خط استواء واقع شده،‌ در تابستان حرارت سایه حدود چهل درجه فوق صفر و در زمستان نوعاً ده درجه بالای صفر است. روی این حساب مدینه از مناطق استوائی شمرده نمی شود؛ و چون منطقه كوهستانی است هوا نوعا صاف و روشن خصوصا طرف غروب هوا كاملا صاف است.
شهر مدينه: قسمت های شهر مدینه، آنچه در اطراف حرم است همه دارای كوچه های تنگ و خانه های عجیب و غریب چند مرتبه ای [طبقه ای] است و اصلاحات شهری نوعا در قسمت های شمالی شهر شده و عقیده دارم این قسمت از خانه های تنگ و تاریك جنوب حرم مطهر نبوی خوب است به همین صورت حفظ بشود؛ چون كه تمام این خانه ها منزل های صحابه بزرگ و ائمه بزرگ (ع) و اولاد آنها می باشد و هنوز به اسم آنها نامیده می شود و این آثار تاریخی باید به همین صورت برای عبرت و اعتبار محفوظ بماند و آنچه اصلاحات و تغییر وارد می شود در غیر این منطقه صورت بگیرد. هنوز خانه حضرت صادق و عده ای از سادات بنی الحسن در طرف جنوب مسجد نبوی و خانه اصحاب مخصوصا ابو ایوب انصاری باقی و به همین اسامی نامیده می شود. (رجوع شود به كتاب وفاء الوفاء فی اخبار دار المصطفی)
نفوس مدینه: مركب از عناصر مختلفی است كه نوعاً از نقطه نظر ثواب از تمام نقاط و ممالك اسلامی در مدینه جمع شده اند. هر فامیلی را ملاحظه می كنید پس از چند پشت قطعاً به یكی از ممالك اسلامی یا غیر اسلامی می رسد كه نوعا برای درك فیض مجاورت مرقد مقدس نبوی از مملكت خود هجرت كرده و در مدینه و آنها كه تحمل بیشتری داشتند در مكه مجاورت اختیار كرده اند. اخیراً در موقع انقلاب اكتبر روسيه عده زیادی از مسلمانان نواحی تركستان و شهرهای قفقاز و بخارا و تاشكند زندگی خود را رها كرده،‌ به حجاز آمده اند و عموما اینها به زبان فارسی آشنا می باشند و تقریبا زمام امور اقتصاد و كسب های متوسط دست این مهاجرین تازه وارد است و اما مردمان اصلی حجاز نوعاً اهل كسب و جدیت در استنتاج نیستند و علتش هم این است كه در مكه و مدینه همه ساله از طرف حجاج و اهل خیر ممالك اسلامی خیرات ومبرات زیادی به طرف حجاز سرازیر می شود. علاوه، اوقافی كه اطراف ممالك اسلامی از طرف مردمان مسلمان متموّل ممالك اسلامی برای سكنه و مجاورین مدینه و مكه وقف شده،‌ هر سال به حجاز می رسد و اینها طبعاً مردمان را تنبل بار می آورد و اگر كسی درست در اوضاع و احوال سكنه مكه و مدینه مطالعه بكند، كم و بیش مردم اصلی آنجا را تنبل و بی كار و گدا می بیند و در سایر مشاهد مشرّفه هم كم و بیش مردم اصلی سكنه آنجا همین طوری هستند. فعالیت و كوشش و كار نوعاً مال اشخاص غریب و كسانی است كه از جاهای دور آمده برای تحصیل تموّل كوشش می كنند. از این جهت تموّل و سرمایه در دست غیر عنصر حجازی است، چناچه كارگری و عملگی و كارهای بی زحمت را هم مردمان بی بضاعتی كه از خارج حجاز مخصوصا از یمن و حضرموت و افریقا می‌آیند اداره می كنند. حتی باربری را هم همین غربا متصدی هستند. سابقاً نخاوله ساكن مدینه نوعاً بنا بودند و بنائی ساختمان مدینه را اینها عهده دار بودند؛ در اثر تنبلی و از كار كم گذاشتن مثل بناهای مملكت ما، یمانیها و سائر ملل دیگر این كار را هم قبضه كرده اند. در اثر همین اختلاط عمیق، زبان حجاز عربی صحیح نیست. من مكرر خطبای حجاز را دیده ام كه موقع نطق هم غلط صحبت می كنند. لغت فعلی عامه مردم حجاز مركب از لغات مختلفه دنیا است كه صورت عربی شكسته به آن پوشانیده شده است ولهجه نوعاً هندی است و علتش هم این است كه نژاد هندوستانی بیشترین مجاورین حجاز را تشكیل می دهد. این حرفی كه در میان ما معروف است و در بچگی شنیده ام كه مردم مكه و مدینه قرآنی حرف می زنند امروزه نسبت به عوام آنها حرفي غير دقيق است. زیارت نامه خوانی ایرانیان و مشکلات شیعیان بومی: زیارتنامه هایی كه حجاج ایرانی در حرم نبوی می خوانند مخصوصا جملاتی كه در زیارت حضرت زهراء سلام الله علیها خوانده می شود و مشتمل بر سوء اعمال صدر اول است، پلیس های سعودی و متصدیان نجدی مسجد متوجه می شوند و درست می فهمند و این خود یكی از اسباب زحمت برای شیعه است و نوعا سالی چند مرتبه موجب گفتگو و حبس وكتك كاری می شود و آنچه هم به حجاج یادآوری می شود كه این زیارتها را اگر می خوانند خیلی آهسته بخوانند فایده ندارد و قسمت مهم ضرر این كارها پاپیچ یك مشت شیعه بیچاره مدینه و مكه می شود زیرا كه پلیس وشرطه و هیئت امر به معروف كه این زیارتها را می شنوند عكس العمل این جملات نیش دار را بر شیعه بیچاره مدینه تلافی كامل می كنند. این هم یكی از دردهای بی درمان است كه هر چه سعی و كوشش می كنیم كه به حجاج شیعه بفهمانیم كه ضرر این رفتار غير هوشمندانه (و عدم كتمان) مستقیما عائد یك مشت مردم بیچاره مدینه می شود ابداً ممكن نیست
حسينيه شيعيان مدينه منوره در سال جاري>>

ادامه در قسمت دوم


اين مطلب آخرين بار توسط najm134 در الإثنين مايو 25, 2009 10:14 pm ، و در مجموع 1 بار ويرايش شده است.

najm134

تعداد پستها : 427
Join date : 2009-04-23

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

شيعيان مدينه منوره ( قسمت دوم )

پست  najm134 في الإثنين مايو 25, 2009 10:12 pm

شيعيان مدينه منوره (قسمت دوم )
باری قبلا به عرض رسانیدم كه عمده سكنه مدینه منوره و مكه مسلمان های ممالك اسلامی هستند كه برای تحصیل ثواب و تهیه توشه سفر آخرت با این دو شهر آمده‌اند. متأسفانه در میان این مهاجرین مختلف و عنصرهای گوناگون كمتر شیعه پیدا می‌شود و شیعه حجاز عموما مردمان بومی همان حجازند كه از مدتها قبل توطن آنها در حجاز بوده و مهاجرین شیعه از ممالك مختلفه اسلامی بخاطر شرايط سخت اختناق نواصب بر ضد شيعيان؛ كمتر مجاور مدینه و مكه می شوند و آنچه از شیعه مهاجرت می كنند عموما به عتبات رفته،‌ مجاور نجف اشرف و كربلا می شوند. و اكر هم مجاور مي شوند ناجار به شدت كتمان كرده و نمي توانند با عنوان شيعه راحت زندكي كنند. تعدی‌های ناروائی كه به شیعه در حجاز می شده،‌ و سیاست حكومت هم بی دخالت دركار نبوده، این صورت در اثر آن فشار وآن سیاست پیدا شده است.
ترکیب جمعیتی شیعیان مدینه:
فعلا جمعیت شیعه مدینه از چند دسته تشكیل می‌شود:
1- نخاوله:
كه بیشتر از سائر شیعه‌های مدینه می‌باشند، هستند. سال گذشته از مختار رسمی آنها عدد نخاوله را پرسیدم، گفت: قریب شش هزار نفر هستند و این دسته نوعا رعیت و زراعت باغهای اطراف مدینه را اداره می‌كنند و نوعا اشخاص متدین و بی بضاعت هستند. شاید چند نفری بیشتر مستغنی ندارند (البته اين كزارش قديمي است و وضعيت مالي بسياري از ايشان فعلا خوب شده است) و قسمت شهر نشین آنها هم كسبه درجه چهار وباربر و بنا و عمله هستند
فشار حكومت به این دسته بیشتر از سائر دسته‌های دیگر شیعه است، زیرا كه این دسته نوعاً از خواسته‌های اخلاقی حكومت سرپیچی می‌كند؛ لذا آنها هم معامله متقابله كرده،‌ از مقداری امتیازات آنها را محروم كرده‌اند. مثلا اموات را رسم است پس از غسل برای زیارت به حرم مطهر نبوی می‌روند؛ لكن اموات نخاوله را اذن نمی‌دهند به حرم ببرند و دیگر آن كه شهادت آنها را در محاكم حجاز نوعا قبول نمی‌كنند مگر در بعضی موارد استثنائی؛ و این یك مشكل بزرگی در زندگی آنها است. چندین بار موضوع را در حیات مرحوم آیت الله فقید (بروجردي) - قدس سره - به آن مرحوم تذكر دادم و در صدد بودند كه در موقع مقتضی رفع این اشكال را از ملك سعود بنمایند؛ اجل مهلت نداد. علاوه نقشه‌هایی برای كم كردن این شكاف عمیق بین شیعه و سنی در نظر داشتند كه كم كم در صدد اجرای آن بودند، فعلا همه آنها راكد مانده تا بعد چه شود. بهانه مخالفين در اجراي فشارها این است كه آنها حضور در نمازها و مخصوصا نماز جمعه را لازم و شعار مسلمانی می‌دانند و كسی كه به نماز جمعه حاضر نشود جزء مسلمانان به حساب نمی‌آورند و شیعه نخاوله به نمازها و مخصوصاً‌ نماز جمعه (وهابيها) حاضر نمی‌شوند. حكومت باآنها مثل سائرملل مسلمان معامله نمی‌كند، در زمان سلطنت ملك سابق عبدالعزیز دستور به فرماندار مدینه داده بود كه اگر نخاوله مثل سائر مسلمانها به جماعت و جمعه شان حاضر شدند مثل سائر مسلمانها رعایت بشوند و الا در حكم مسلمان نباید باشند. (شيعيان مدينه در محل خودشان نماز جمعه و جماعت مرتبا اقامه مي نمايند).
نخاوله می‌گویند كه ما از نژاد غلامان و كنیزان حضرت سجاد علیه السلام می‌باشیم. رسم آنها مناسب با كار معروف فلاحت مدینه است؛ یعنی درخت خرما كه محتاج به تلقیح هر ساله است. اینها متصدی عمل تلقیح درختان خرما هستند و در مدینه معروف است كه اگر غیر این طائفه تلقیح بكند درخت خرما بارور نمی‌شود. فعلا عنوان نخاوله در مدینه عنوان خوبی نیست و مردم سنی اگر بخواهند به كسی بد بگویند نخولی می‌گویند و این كاشف از سابقه طولانی عداوت بین آنها و اهل مدینه را می‌فهماند. به هر حال اینها از سكنه قدیم مدینه شمرده می‌شوند.
2- سادات شیعه مدینه: دسته دوم از شیعیان مدینه سادات حسینی و جعفری و كمی حسنی می‌باشند كه قسمت مهم اینها در مدینه و اطراف نزدیك مدینه می‌باشند وعده آنها شاید حدود دو هزار نفر باشد. لكن آنها كه در دفتر مدینه اسم آنها ضبط شده،‌ كمتر از این مقدارند و نوعا كمكی كه از اطراف حجاج شیعه می‌شود، به همین عده است كه در دفتر ثبت شده‌اند و بنده مختصری هم به سادات اطراف و ساداتی كه از خارج مدینه آمده‌اند و به قول خودشان از اهل مدینه‌ شمرده نمی‌شوند كمك می‌كنم و ان‌شاء الله اگر وسعتی در كار پیدا شد به سادات دور دستی كه در نقاط دور از مدینه هستند هم كمك خواهم كرد. این دسته از سادات ناچار برای نماز جمعه حاضر می‌شوند، لذا مثل نخاوله مورد فشار حكومت و بغض مردمان مدینه نیستند.
3- سادات مهاجر: دسته دیگری از سادات هستند كه از خارج حجاز به مدینه آمده‌اند؛ اینها نوعاً كاسب و امورشان از تجارت و زراعت و كسب می‌گذرد و كمتر احتیاج به كمك دارند و اسم آنها در دفتر سادات مدینه نیست و اینها نسبتاً محترم‌تر از سادات نامبرده هستند و فشار حكومت نسبت به آنها خیلی كم و بیش بی احترام نیستند و اینها را حبوبی می‌گویند كه اصلا نجفی و اولاد مرحوم سید عمران هستند كه از سادات جلیل القدر و با كفایت ساكن مدینه منوره بوده و یگانه پناهگاه شیعه بود.
4- شيعه بدو (باديه): یعنی مردم صحرا نشینی‌اند كه آمده و معاشرت با نخاوله كرده و شیعه شده و یا از شیعه اهل فرع كه نزدیك رابغ است،‌ آمده‌اند و در مدینه توطن كرده‌اند. اینها هم قریب دو سه هزار نفر می‌شوند و نوعا جزء رعیت‌های بیرون شهر هستند و اطراف مدینه خانواده‌هائی هم یافت می‌شود كه شیعه هستند برای سختی زندگی محل خودشان را رها كرده،‌ به مدینه آمده‌اند و روی هم رفته شیعه مدینه را این سه دسته تشكیل می‌دهند و چون نوع شیعه، مردم تحصیل كرده نیستند و از طرفی حكومت مخصوصاً از غیر عنصر نجدی كمتر استخدام می‌كند و علل سیاسی دیگری هم در بین است كه اینها را از جامعه دور و از تشكیلات سیاسی و ملی بر كناره داشته است.
5- شيعه بين الحرمين: این هم ناگفته نماند كه بین راه مدینه و مكه یعنی چهل فرسخی مدینه زمینی است به نام وادی الفرع كه عموما مردم آن جا شیعه هستند و دارای زراعت و فلاحت هستند لكن در حجاز برای كمی آب زارعت صحیحی به معنای حقیقی خودش یافت نمی‌شود، اگر سالی بارندگی بشود محصول به قدری كه زارعین اداره بشوند به دست می‌آید و الا باید به سختی بگذرانند. (اين شيعيان از بقاياى علاقمندان محمد حنفيه بوده و مستقل از شيعه رايج هستند، عموم شيعه از اين مطلب كمتر اطلاع دارند).
حسینیه هندی باشگاه شیعیان مدینه: در سال گذشته یكی از آقایان بزرگ تهران كه سعادت ارادت به ایشان را دارم یك روز تشریف آوردند منزل بنده كه حسینیه هندی معروف است و باشگاه شیعه است، چون شیعه عموماً فقیراند؛ اگر بخواهند عزاداری یا عروسی یا جشن و اطعامی بكنند جائی كه بشود اجتماع بكنند ندارند این بناء كه به نام حسینیه ساخته شده، وقف برای همین منظور است و فعلا رو به انهدام می‌رود. پس از صحبت زیاد، تجاری كه همراه ایشان بودند گفتند كه اگر راهی پیدا می‌شد و كار تولیدی برای شیعه تهیه می‌گشت كه از این فلاكت رهائی یابند خیلی خوب بود و قرار دادند بنده با عده‌ای از سران قوم صحبت كرده، نتیجه را اطلاع بدهم و در ضمن پولی برای تعمیر كامل این باشگاه شیعه تهیه بشود. مدتی با بزرگان شیعه در این موضوع صحبت كردم ونتیجه را خدمت آن آقا عرض كردم تا حال به نتیجه نرسیده است.
این را هم باید متذكر بشوم كه دسته‌های كوچك شیعه در اطراف مدینه زیاداست و اگر امسال وقت حسابی پیدا كردم صورت كاملی از عده شیعیان اطراف مدینه و اوضاع اجتماعی و اقتصادی آنها تهیه كرده،‌ با عده شیعیان مكه و وضع آنها و برای سال دیگر در همین نشریه منتشر می‌نمایم تا خوانندگان محترم درست به وضعیت آن حدود آشنا بشوند و شاید برای حجاجی كه بعد از این به حج مشرف بشوند بی‌فائده نباشد.
کمک به شیعیان مدینه: نا گفته نماند كه این بنده در زمان آیت الله فقید بروجردي آنچه حق سادات از طرف حجاج ایران و عراق و افریقا و هندوستان و پاكستان می‌رسید اوّلا طبق دفتر به همه سادات ساكنین مدینه و حومه نزدیك مدینه با حضور عده از رؤساء سادات تقسیم می‌كردم و سپس چون اشخاصی هستند كه آبرومندتر از سائرین می‌باشند و اهل این كه بتوانند سراغ حجاج بروند نیستند و یا علویات یتیم داری كه ممكن نیست دست حاجت به طرف كسی دراز بكنند به آنها خصوصی كمك دیگری هم كرده و به سادات خارج مدینه كه در دفتر ثبت نیستند هم توسط اشخاص كمك می‌كنم.
یك نكته هم لازم است متذكر بشوم و آن این كه دسته ازسادات یا مجهول السیاده در موسم حج میان حجاج شیعه گردش كرده، طلب سهم سادات می‌نمایند. به اینها آقایان حجاج نباید پول حسابی بدهند چون هر كدام از اینها كه سید هستند ناچار از دفتر عمومی سادات همه ساله اقلا توسط بنده پول می‌گیرند و در نتیجه آنهائی كه محترم و آبرومند و یا عاجز از گشت هستند محروم می‌مانند؛ لذا توصیه می‌كنم كه شایسته است به این سادات كمك مختصر كرده سهم سادات را بیاورند یك جا به همه عادلانه تقسیم بشود. دیگر آن كه آنچه سهم امام علیه السلام از آقایان حجاج می‌رسد صرف فقراء شیعه و خانوارهای بی بضاعت نخاوله كه خیلی زیاد هستند می‌شود و مقداری هم به فقرای اطراف مدینه و حومه‌های نزدیك شهر كه شیعه و بسیار فقیراند داده می‌شود و مقداری هم به حسب زیادی عائله و كمی شدت استیصال و قلت گرفتاری و مقداری هم به حسب دستور مرحوم آیت الله - قدس سره - به مصارف دیگری كه اهم آنها تألیف قلوب مستضعفین و كمك به اهل منبر شیعه و كسانی كه در صدد تربیت اطفال شیعه هستند و موارد دیگری كه این مختصر گنجایش آن را ندارد، داده می‌شود و البته با كمک اشخاص اهل خیر اگر نقشه‌ای كه در نظر هست برای تهیه كار تولیدی درست بشود، ممكن است پس از چند سال تا حدی وضع معاش شیعه خوب بشود و امیدوارم خداوند تعالی توفیق عمل به وظیفه را به حقیر و تمامت برادران ایمانی بنده عطا فرموده، عاقبت همه را ختم به خیر فرماید. كزارش از شيخ عبدالحسين فقيهي رشتي
* در اين كزارشات (تشيع در... شيعيان...) نوعا درباره بخشي از علويان كه با عنوان شيعه رسمي شناخته مي شوند؛ سخن كفته مي شود، و بخشهاى ديكر مورد بررسي قرار نمي كَيرند، لذا كزارش جامعي نبوده و در همان محدود قابل طرح است.

najm134

تعداد پستها : 427
Join date : 2009-04-23

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد